
مستند مواضع ما فصل نهم: تعلیم و تربیت
۱۶ فروردین ۱۴۰۵
مواضع ما فصل نهم: تعلیم و تربیت
1- مبانی معرفتی و هویتی تعلیم و تربیت
در گفتمان انقلاب اسلامی تعلیم و تربیت مفهومی فراتر از انتقال مهارت یا اطلاعات است. تعلیم و تربیت دستگاه انسانسازی، خاستگاه هویتسازی ملی و بسترساز تمدن اسلامی است. فلسفه تعلیم و تربیت برای تربیت انسان مؤمن، انقلابی، مستقل و متعهد به امت شکل میگیرد.
الف) تعلیم و تربیت بهمثابه فرآیند انسانسازی
نظام تعلیم و تربیت باید در خدمت پرورش انسانِ موحد، مسئول، عقلمدار، عدالتخواه، کارآمد و تمدنساز باشد. انسانسازی غایت اصلی نظام آموزشی در منظومه اسلامی است.
ب) پیوستگی تعلیم با تربیت
تعلیم و تربیت در هم تنیدهاند. هر آموزش اگر فاقد بُعد تربیتی باشد فاقد مشروعیت گفتمانی است. غفلت از تربیت جامعهای عالم اما ناتوان، وابسته یا منحرف میسازد.
ج) علم در خدمت ایمان، اخلاق و هویت ملی
تعلیم و تربیت باید ایمانآفرین، اخلاقپرور، هویتبخش و عزتآفرین باشد. بیهویتی علمی و تقلید صرف از نظامهای آموزشی غربی تضاد ماهوی با الگوی تعلیم و تربیت اسلامی دارد.
د) تعلیم و تربیت بومی، زمینهمند و عدالتمحور
نظام تعلیم و تربیت باید متناسب با تاریخ، فرهنگ، زبان، شرایط جغرافیایی، اهداف، آرمانها و نیازهای مردم طراحی شود. تعلیم و تربیت تحمیلشده، وارداتی و رقابتزده، زیربنای بیعدالتی علمی و اجتماعی است.
ه) عدالت آموزشی؛ شرط تحقق عدالت اجتماعی
بدون فرصت برابر در دسترسی به تعلیم و تربیت باکیفیت، از عدالت اجتماعی نمیتوان سخن گفت. آموزش عمومی پایه توزیع عادلانه منزلت اجتماعی و فرصتهای پیشرفت است.
تعلیم و تربیت در گفتمان انقلاب اسلامی ابزاری برای پرورش انسان مؤمن و تمدنساز است؛ نه صرفاً مهارتافزایی یا تولید نیروی کار.
2- تهدیدشناسی و دشمنشناسی در نظام تعلیم و تربیت
نظام سلطه و جریان نخبگانی سکولار آموزش را به ابزاری برای سلطه فرهنگی، تحقیر هویتی، بازتولید نابرابری و استحاله نسلها تبدیل کردهاند. گفتمان انقلاب این روند را تهدید تمدنی میداند.
- آموزش تقلیدی و وابسته: الگوی حاکم بر ساختار تعلیم و تربیت کشور در بسیاری سطوح، الگوبرداری کورکورانه از نظامهای سکولار غربی است. محتوا، روش، ارزشیابی و ساختار اغلب با مبانی بومی و اسلامی بیگانه است.
- جدایی تعلیم از تربیت: در بسیاری از مدارس و دانشگاهها تربیت یا غایب است یا حاشیهای. این گسست بحران هویتی، ناهنجاری اجتماعی و ضعف انگیزشی را در نسل جدید تشدید میکند.
- مسابقهگرایی، کنکورزدگی و حذف معنا: نظام آموزشی درگیر رتبه، مدرک، رقابت و عدد شده است. تکیه بر حفظیات، استرسآفرین، بیمعنایی و فشار روانی از آسیبهای جدی ساختار فعلی هستند.
- نابرابری ساختاری در آموزش: شکاف طبقاتی در آموزش (بین مدارس دولتی و غیردولتی، مناطق محروم و برخوردار، شهری و روستایی) منجر به بازتولید فقر، تبعیض و مهاجرت تحصیلی شده است.
- استحاله فرهنگی از طریق آموزش: دشمن با نفوذ در نظام آموزشی، محتوای بیهویت، ضدایمان، و غربزده را ترویج میکند. برخی برنامههای بینالمللی آموزشی، ابزار استحاله نسل آیندهاند که باید مقابل آنها ایستاد و اجرا و ارتقای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را دنبال کرد.
- انفعال خانواده و تضعیف مشارکت تربیتی: نظام آموزشی خانوادهگریز خانواده را از محور تربیت به حاشیه رانده است. در حالیکه خانواده باید حلقه اول تربیت باشد.
نظام آموزشی موجود اگر متحول نشود عامل وابستگی، بحران هویتی و بیعدالتی مزمن خواهد بود.
3- اصول راهبردی تعلیم و تربیت
نظام تعلیم و تربیت مطلوب در منظومه فکری انقلاب اسلامی بر مجموعهای از اصول راهبردی بنا شده است که آن را از الگوی سکولار، فردگرایانه و بازارمحور متمایز میسازد.
- پیوند جدایی ناپذیر تعلیم با تربیت: نظام آموزشی بدون تربیت، بیریشه و ناکارآمد خواهد بود. هدف آموزش نه صرفاً دانستن، بلکه شدن است؛ شدنِ انسان مؤمن، مسئول و تمدنساز.
- عدالت در فرصت و کیفیت آموزشی: همه کودکان و نوجوانان کشور باید دسترسی برابر به تعلیم و تربیت باکیفیت، محتوای غنی، معلم شایسته و محیط انسانی داشته باشند فارغ از طبقه و منطقه
- بومیسازی محتوا، روش و ساختار: محتوای آموزشی باید متناسب با هویت ملی–اسلامی، نیازهای واقعی کشور و فرهنگ بومی تدوین شود نه ترجمهای، تقلیدی یا تحمیلی.
- رشد همهجانبه شخصیت متعلم: نظام تعلیم و تربیت باید انسان را در ابعاد عقلانی، عاطفی، روحی، اجتماعی، جسمی و معنوی پرورش دهد. تکیه روی صرفا یک بعد از شخصیت متعلم، ضد انسانی و ضد تربیتی است.
- محوریت معلم بهعنوان عنصر تربیتی: معلم نه صرفاً انتقالدهنده اطلاعات بلکه هادی شخصیت و راهنمای رشد انسان است. منزلت، معیشت، انگیزه، استقلال و معنویت معلم باید محور تحول باشد.
- یادگیری عمیق، مشارکتی و مسئلهمحور: تعلیم و تربیت نباید حفظمحور و آزمونزده باشد بلکه باید به تفکر، پرسشگری، همکاری، حل مسئله و توان زندگیسازی منجر شود.
سیاست آموزشی باید بر اساس اصولی چون تربیتمحوری، عدالت، بومیسازی، رشد همهجانبه بازتعریف شود.
4- جایگاه دولت و نظام اسلامی در تحول تعلیم و تربیت
دولت اسلامی در گفتمان انقلاب مسئول اصلی هدایت نظام تعلیم و تربیت بهسوی اهداف تمدنی، عدالتمحور و انسانساز است. این مسئولیت جنبهای صرفاً اداری ندارد بلکه راهبردی هویتی و اجتماعی است.
- سیاستگذار کلان و ناظر گفتمانی: دولت باید جهتگیری تعلیم و تربیت را با مبانی اسلامی تنظیم کند؛ نه براساس الگوهای جهانی، بازار محور یا آمارهای صرفاً کمی.
- مسئول تحقق عدالت آموزشی: از تأمین مدرسه و معلم در مناطق محروم، تا مهار شهریهگرایی و برخورد با خصوصیسازی افسارگسیخته؛ دولت موظف به تضمین عدالت در فرصت و کیفیت است.
- متولی تحول در محتوای درسی: بازنگری در کتابهای درسی، متون آموزشی و شیوههای ارزشیابی باید با نگاه گفتمانساز، مسئلهمحور، معنوی و ملی صورت گیرد؛ نه براساس انتظارات بینالمللی یا بازار کار غربی.
- پشتیبان معلم در همه ابعاد: ارتقای منزلت، معیشت، آموزشهای ضمن خدمت و مشارکتجویی معلمان وظیفه دولت اسلامی برای احیای رکن اصلی تعلیم و تربیت است.
- ساماندهی ساختارها و حذف نهادهای مزاحم: دولت باید از موازیکاری، بروکراسی زائد، نفوذ نهادهای خارجی و گسترش نابرابری نهادی در آموزش جلوگیری کند.
- استفاده از فناوری برای گسترش عدالت و کیفیت: فناوری آموزشی باید در خدمت عدالت، کاهش شکافهای منطقهای، ارتقای یادگیری و حفظ ارزشهای تربیتی استفاده شود نه برای تجمل یا جایگزینی رابطه انسانی.
دولت اسلامی نقش فعالی در هدایت، حمایت، اصلاح و گفتمانسازی آموزش ایفا میکند نه صرفاً مدیریت اجرایی.
5- نقش ملت و نخبگان در تحول تعلیم و تربیت
تحول آموزشی در گفتمان انقلاب اسلامی نه فقط یک پروژه دولتی بلکه یک حرکت جمعی تمدنساز است که با مشارکت فعال مردم و مسئولیتپذیری نخبگان محقق میشود.
الف) نقش ملت در اصلاح آموزش
- خانواده کانون اول تعلیم و تربیت: نقش خانواده در نظام تعلیم و تربیت محوری است. احیای نقش تربیتی خانواده، مشارکت در مدرسه، حمایت از معلمان و نظارت بر محتوای آموزشی فرزندان، بخشی از مسئولیت تمدنی ملت است.
- مردم مطالبهگران عدالت آموزشی: جامعه باید از دولت، رسانه و نهادها مطالبه آموزش عادلانه، باکیفیت و متناسب با هویت ملی داشته باشد. بیعدالتی در آموزش، بیعدالتی در آینده است.
- جامعه پشتیبان معلم و مدرسه: مردم باید معلم را نه کارمند بلکه مربی تمدنساز بدانند. مدرسه را نیز باید به عنوان یکی از مراکز فرهنگی و اجتماعی محله گرامی بدارند و تقویت کنند.
ب) نقش نخبگان در طراحی و هدایت تعلیم و تربیت
- نخبگان علمی و فکری معماران محتوای درسی بومی: نظام آموزشی بدون مشارکت نخبگان متعهد صرفاً تقلیدی و غیرکارآمد خواهد بود. تولید محتوای درسی اسلامی نیازمند تفکر و نظریهپردازی بومی است.
- نخبگان حوزوی و دانشگاهی حلقههای پیوند دین و دانش: تعلیم و تربیت اسلامی بدون همکاری حوزه و دانشگاه تحقق نمییابد. روحانیت باید به عرصه هدایت تعلیم و تربیت بازگردد؛ نه برای وعظ بلکه برای راهبری تمدنی.
- نخبگان رسانهای و فرهنگی حامی ارزشهای آموزشی: رسانهها، سینما، فضای مجازی و نظام تبلیغاتی باید در خدمت اهداف تربیتی قرار گیرند نه در تقابل با آن.
تعلیم و تربیت مؤثر نیازمند خانواده آگاه، جامعه مطالبهگر و نخبگان مسئولیتپذیر و نظریهپرداز است.
6- نسبت تعلیم و تربیت با سایر حوزههای حکمرانی
تعلیم و تربیت در گفتمان انقلاب حلقه پیوند تمام حوزههای حکمرانی است. هر تحول پایدار ریشه در تعلیم و تربیت دارد و بدون آن سیاستها فرسوده و مقطعی خواهند ماند.
نسبت با فرهنگ
- تعلیم و تربیت ابزار انتقال فرهنگ، تقویت هویت دینی، مبارزه با تهاجم فرهنگی و نهادینهسازی سبک زندگی اسلامی است.
- بدون تعلیم و تربیت متعهد فرهنگ ملی تضعیف و فرهنگ مهاجم مسلط میشود.
نسبت با اقتصاد
- عدالت آموزشی زیربنای عدالت اقتصادی است.
- تعلیم و تربیت مهارتی، کارآفرین و بومی بسترساز اقتصاد مقاومتی، اشتغال مولد و استقلال معیشتی خواهد بود.
نسبت با امنیت
- تعلیم و تربیت اگر مسئولیتپذیر، اخلاقمحور و هویتساز نباشد، تولیدکننده نارضایتی، بحران هویتی و ناهنجاری امنیتی خواهد بود.
- امنیت نرم بدون آموزش تمدنی پایدار نمیماند.
نسبت با عدالت
- تعلیم و تربیت نردبان ارتقاء اجتماعی است. شکافهای آموزشی منشأ نابرابری و تبعیض در تمام حوزهها میشود.
- تعلیم و تربیت عادلانه ضامن عدالت در توزیع فرصت، منزلت و قدرت سیاسی است.
نسبت با علم و فناوری
- علم بدون تعهد، سطحی و وابسته میماند. تعلیم و تربیت نیازمند علم نافع است. جهاد علمی از لوازم تعلیم و تربیت است و مرجعیت علمی از اهداف است.
نسبت با تمدنسازی
- تمدن اسلامی نیازمند نسلی تمدنساز است. تعلیم و تربیت کارخانه این انسانسازی است.
- مدرسه و دانشگاه باید از نهادهای تابع توسعه به موتورهای تمدنساز تبدیل شوند.
تعلیم و تربیت نه بخشی از حکمرانی بلکه شالوده آن است.
7- الزامات تمدنساز در تعلیم و تربیت
انقلاب اسلامی تعلیم و تربیت را یکی از بنیادهای حیاتی تحقق تمدن نوین اسلامی میداند. تعلیم و تربیت اگر مبتنی بر اصول اسلامی، عدالتمحوری و هویتساز طراحی شود، زیرساخت تمدنسازی خواهد شد؛ در غیر اینصورت به ابزار سلطه فرهنگی بدل میگردد.
- طراحی الگوی آموزشی مستقل از غرب: تمدن نوین اسلامی نیازمند نظام آموزشی متکی بر مبانی توحیدی، انسانشناسی اسلامی و فلسفه تعلیم و تربیت بومی است؛ نه ترجمهی الگوهای لیبرالیستی غربی.
- تربیت نسلی تمدنساز: انسان محور تمدنسازی است. تعلیم و تربیت باید نسلی متفکر، متعبد، عادلخواه، استقلالطلب، توانا و آمادهی مسئولیتپذیری در سطح ملی و امت اسلامی پرورش دهد.
- پیوند وثیق آموزش و عدالت: آموزش عادلانه نه تنها شرط عدالت اجتماعی، بلکه زیربنای توزیع عادلانه ظرفیتهای تمدنی است. در تمدن اسلامی، آموزش یک امتیاز نیست، یک حق اجتماعی است.
- بازسازی مدرسه و دانشگاه به مثابه نهاد تمدنی: مدرسه و دانشگاه نباید صرفاً به نهادهای صدور مدرک یا تأمین نیروی کار تنزل یابند؛ بلکه باید کانونهای تفکر، تربیت، هویتسازی و خلق گفتمان تمدنی باشند.
- تعمیق هویت ملت و امت در محتوا و روش: محتوای تعلیم و تربیت باید در خدمت تقویت هویت ایرانی، اسلامی، تمدنی، منطقهای و جهانی امت اسلامی باشد؛ نه تقویت فردگرایی سکولار یا ملیگرایی افراطی.
تعلیم و تربیت بدون هویت تمدنی، نیروی انسانی بیجهت میسازد. تعلیم و تربیت تمدنساز، انسان تمدنساز تولید میکند.
8- گزارههای سیاستی پیشنهادی حزب تمدن نوین اسلامی در حوزه تعلیم و تربیت
حزب تمدن نوین اسلامی در حوزه تعلیم و تربیت راهبردهای زیر را پیشنهاد میدهد:
الف) اصلاح ساختار و محتوا
- تدوین فلسفه تعلیم و تربیت بر پایه انسانشناسی توحیدی
- بومیسازی محتوای درسی و بازنگری کامل در محتوای علوم انسانی
- حذف کنکور بهمثابه نظام ارزشیابی مخل تربیت و عدالت
ب) عدالتمحوری و مردمیسازی
- تأمین فرصت برابر آموزشی برای مناطق محروم و مستضعفین
- مقابله با کالاییسازی تعلیم و تربیت و مهار گسترش مدارس غیردولتی
- ارتقای کیفیت مدارس دولتی بهعنوان معیار عدالت آموزشی
- استفاده از فناوری برای گسترش عدالت و یادگیری عمیق
ج) تحول در نقش معلم
- بازتعریف جایگاه معلم بهمثابه رهبر تربیتی نه صرفاً انتقالدهنده دانش
- افزایش منزلت، امنیت شغلی و مشارکت سازمانیافته معلمان در طرحریزی
د) مشارکت اجتماعی و نخبگانی
- بازگشت خانواده به مرکز تربیت و تقویت پیوند خانه–مدرسه
- مشارکت نخبگان حوزوی و دانشگاهی در طراحی برنامههای درسی
- استفاده از ظرفیت رسانه، فضای مجازی و هنر به عنوان مکمل در تحقق اهداف تعلیم و تربیت
ه) نگاه تمدنی به تعلیم و تربیت
- تربیت نسل مسئول، مؤمن، عدالتخواه، متعهد به امت اسلامی
- شبکهسازی بینالمللی مدارس و دانشگاههای جهان اسلام برای شکلدهی به امتواحده قوی و پیشتاز در علم
نظرات (۱۱)
ثبت نظر جدید
مهدی یساقی
۱۱:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۲تعلیم و تربیت مقوله بسیار با اهمیتی است و به نظر بنده مهمترین موضوع تعلیم و تربیت البته 124 هزار پیامبر و امام هم فلسفه آمدن شأن نیز همین بوده و وزارت آموزش وپرورش به وزارت پرورش و آموزش تبدیل شود
علیرضا ایزدی
۰۶:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۷پیشنهاد میشود تحول نظام تعلیم و تربیت از مدرسه و معلم آغاز شود و «تربیتمحوری، عدالت آموزشی و یادگیری عمیق» به شاخصهای اصلی ارزیابی مدارس تبدیل گردد. ضروری است برای کاهش شکاف آموزشی، کیفیت مدارس دولتی بهویژه در مناطق محروم ارتقا یافته و دسترسی عادلانه به معلم، امکانات و فناوری آموزشی تضمین شود. نقش خانواده و معلمان باید در تصمیمسازیهای آموزشی تقویت شود تا سیاستهای تربیتی از واقعیتهای زندگی دانشآموزان فاصله نگیرد. پیشنهاد میشود نظام ارزشیابی از حفظیات و رقابت صرف به سمت سنجش مهارت، خلاقیت، تفکر، اخلاق، مسئولیتپذیری و توان حل مسئله حرکت کند. همچنین لازم است پیوند مدرسه، دانشگاه، حوزه، صنعت و جامعه تقویت شود تا نظام تعلیم و تربیت علاوه بر هویتسازی، نسل توانمند و مسئله حل کن برای آینده کشور تربیت کند. ان شاءالله
رحیم ارشادی
۲۰:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۷در آموزش و پرورش متاسفانه سیاس زدگی جای تعلیم و تربیت را گرفته است و گرنه اجرای سند تحول اینچنین مغفول نمی ماند.
سیاوش احمدی حیدری
۱۰:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۶ما باید به امر عینی بیشتر بپردازیم. مثلا آموزش و پرورش رایگان و بهداشت و درمان رایگان.
آتیلا مصطفی نژاد
۱۶:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۸ما ان شاءالله با گسترش تفکر اسلامی ، موفق خواهیم شد تا قله را فتح کنیم همچنین با پیشرفت در تعلیم و تربیت ، علوم و نانو فناوری ، به قله نزدیک می شویم.
فرحی فرحی
۲۳:۵۵ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۷سلام خدا قوت ان شاء الله که بتونیم با فهم درست خودمون از موضوعات در جهت نشر آگاهی و تغییر قدمی برداریم ممنون از شما
نورعلی میرزایی
۰۷:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۶باتجربه که دارم آموزش وپرورش بایداصلاح ساختاری بشود. ۱-کرامت صدمه خورده معلم احیابشود. ۲-تمام ارکان این نهاددولتی واعمال حکمرانی بشه واصلاح پدیده نحص کنکوربشود. ۳-حذف کامل مدارس غیرانتفاعی وهیات امنایی... ۴- بازسازی وبه روزشدن نهادمقدس امورپرورشی
محمد حسن پهلوان
۰۶:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۶گام دوم انقلاب اسلامی باید با دقت و توجه بیشتر اجرایی شود و از برنامه افق 1404بیشتر درس بگیریم
محمد مقدم
۰۴:۰۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۴آموزش پرورش و آموزش عالی نیاز به بازنگری ساختاری دارد این آموزش پرورش دور از آرمانهای رشد و پیشرفت و توسعه اشت
حافظ کریمی
۲۱:۴۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۹درود بیکران بنیان گذار تعلیم و تربیت با ارسال ۱۲۴ هزار نبی و رسول ،مالک هستی است. یقینا در این حوزه کاستی های فراوانی وجود ندارد و شاید منصفانه داوری کنیم اصلا کاری صورت نگرفته یا اگر گرفته درشان و منزلت نظام اسلامی که عصاره قرن ها تلاش بزرگان نامدار جهان اسلام نبوده است اگر روزانه در سه شیفت مجموعا ۲۴ ساعته تلاش کنیم شاید بتوان در طول عمر کوتاه یک دولت چهارساله به شرط همراهی قوا قدم اغازین را برداشت. امیدوارم بنیان گذاران حزب مبارک تمدن نوین اسلامی بیش از بیش در این باب مجاهدت کنند.
خسرو دیلمانی
۰۸:۴۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۶ما در گسترش تفکر انقلاب اسلامی و اجرای این تفکر بوسیله حزب تمدن نوین اسلامی ، با روشنگری ، تبیین و جذب حداکثری ، جهادی اقدام میکنیم و از همه دوستان می خوام در فضایی که مردم مبعوث شده اند در نشر حداکثری این گفتمان نهایت تلاش را داشته باشند. و من نصر من عندالله العزیز الحکیم
مطالب مرتبط

دعوت برای همایش تاسیس دفتر حزب در لرستان

صافی اصفهانی به عنوان مسئول حزب در استان اصفهان معارفه شد

هشدار حزب تمدن نوین اسلامی درباره شوک بنزینی

آموزش استفاده از سامانه دیدهبان مردمی

تقدیر دبیرکل حزب تمدن نوین اسلامی از اقدام قاطع دستگاه قضایی در بازگرداندن ارزهای صادراتی

ارز جزو منابع عمومی کشور است

انفال باید در اختیار حاکم اسلامی باشد
