
مستند مواضع ما فصل پنجم: سیاست داخلی
۱۶ فروردین ۱۴۰۵
مواضع ما فصل پنجم: سیاست داخلی
1- مبانی معرفتی و هویتی سیاست داخلی
سیاست در منظومه فکری انقلاب اسلامی ساحتی از تحقق حاکمیت الهی و بستری برای بروز اراده مردم در چارچوب دین است. سیاست داخلی در این نگاه نه صرفاً رقابت بر سر قدرت بلکه مجاهدتی برای اقامه حق، گسترش عدالت، صیانت از کرامت مردم و تحقق مردمسالاری دینی است.
مبانی اصلی سیاست داخلی در گفتمان انقلاب اسلامی عبارتاند از:
حاکمیت الله، مردمسالاری دینی: خاستگاه مشروعیت در نظام اسلامی ولایت الهی است که در پیوند با اراده و مشارکت مردمی محقق میشود. مردمسالاری دینی نه یک دموکراسی وارداتی بلکه تحقق حاکمیت مردم در چارچوب هدایت الهی است.
کرامت و مسئولیت متقابل حاکم و مردم: نظام اسلامی بر کرامت انسان استوار است. مردم حق دارند مسئولان را نقد، نظارت و مطالبه کنند؛ حاکمان نیز موظفاند شفاف، پاسخگو، و عدالتمحور باشند.
عدالت سیاسی: عدالت در سیاست بهمعنای توزیع عادلانه قدرت، فرصتهای سیاسی، اطلاعات عمومی و امکان رقابت شایستهسالارانه است. سیاست داخلی باید از انحصار نخبگان وابسته و طبقات ممتاز رهایی یابد.
وحدت ملی بر محور ایمان و آرمان انقلاب: هویت سیاسی ملت ایران مبتنی بر ایمان، جهاد، مقاومت و پیشرفت است. وحدت سیاسی باید بر اساس آرمانها و ارزشهای انقلاب حفظ شود نه با حذف تنوع بلکه با همگرایی در اصول.
امر به معروف سیاسی: فعالیت سیاسی در نگاه ما وظیفهای ایمانی برای اقامه معروف و نهی از منکر در ساحت قدرت است. سکوت در برابر فساد، اشرافیگری یا ظلم سیاسی مصداق ترک رسالت اجتماعی است.
سیاست داخلی مطلوب در گفتمان حزب تمدن نوین اسلامی مبتنی بر مردمسالاری دینی، عدالت، شفافیت، کرامت و مسئولیتپذیری متقابل مردم و حاکمیت است.
2- تهدیدشناسی و دشمنشناسی در سیاست داخلی
سیاست داخلی جمهوری اسلامی آماج جنگ ترکیبی بوده است. دشمن کوشیده با تخریب سرمایه اجتماعی نظام، نفوذ در ساخت قدرت و عملیات روانی، اراده ملت را از درون تضعیف کند.
مهمترین تهدیدات سیاست داخلی عبارتاند از:
- نفوذ در مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری: جریان نفوذ بهدنبال تغییر محاسبات نظام و مهار اراده انقلابی از درون ساختار است. این نفوذ میتواند در قالب اشرافیگری سیاسی، تکنوکراسی سکولار، یا تعاملگرایی با دشمن ظاهر شود.
- انحصارگرایی و حذف مشارکت واقعی مردم: تحزب فرمالیستی، اقلیتهای پرقدرت سیاسی و الیگارشی حزبی، موجب طرد نیروهای انقلابی و محرومکردن مردم از نقشآفرینی اصیل شدهاند. این امر به کاهش مشارکت و کاهش اعتماد عمومی منجر میشود.
- فساد ساختاری در ساحت قدرت: رانتهای سیاسی، انتصابات غیرشایسته، لابیگری، تعارض منافع اقتصادی–سیاسی و غیبت نظارت کارآمد موجب شکلگیری فساد در ساختار قدرت و تضعیف مشروعیت سیاسی شده است.
- عملیات روانی برای ناکارآمدنمایی ساختار سیاسی: دشمن با بهرهگیری از رسانه و نخبگان وابسته نظام را بسته و غیرتعاملی معرفی میکند. هدف او تخریب امید مردم و تحریک شورش است.
- شکاف اجتماعی و قومیتی با تحریک بیرونی: سیاست داخلی در معرض پروژههای تجزیهطلبانه، قومگرایی افراطی و تخریب انسجام ملی قرار دارد. دشمن میکوشد از مسائل معیشتی و هویتی برای شکافسازی بهره گیرد.
سیاست داخلی بدون هوشیاری نسبت به نفوذ، غربزدگی، فساد، انحصارگرایی و جنگ روانی دشمن به بیاعتمادی و واگرایی میانجامد.
3- اصول راهبردی در سیاست داخلی
حکمرانی داخلی در جمهوری اسلامی باید بر مجموعهای از اصول بنیادین استوار باشد تا از افتادن در دامهای قدرتطلبی، انحصار سیاسی یا مصلحتگرایی محافظهکارانه مصون بماند.
اصول راهبردی حزب تمدن نوین اسلامی در سیاست داخلی عبارتاند از:
- اصل اول: مردمسالاری دینی، نه دموکراسی صوری: مردمسالاری دینی، یعنی حضور آگاهانه، مسئولانه و مؤثر مردم در همه سطوح تصمیمسازی، در چارچوب هدایت الهی. ما معتقد به مشارکت حداکثری مردم، نظارت عمومی و شایستهگزینی هستیم.
- اصل دوم: عدالت سیاسی: قدرت و مسئولیت باید توزیع عادلانه داشته باشد. همه اقشار، مناطق، قومیتها باید فرصت برابر برای مشارکت در قدرت، دستیابی به مناصب و تأثیرگذاری سیاسی داشته باشند.
- اصل سوم: شفافیت و پاسخگویی: قدرت باید در برابر ملت شفاف و پاسخگو باشد. هیچ منصبی نباید مصون از نظارت مردمی، پرسشگری رسانهای و داوری نخبگانی باشد.
- اصل چهارم: فسادستیزی ساختاری: مبارزه با فساد نباید به شعار یا اقدام موردی محدود بماند. ساختارها، فرآیندها و قوانین باید بهگونهای طراحی شوند که بستر تولید فساد خشکیده و امکان نفوذ فساد به حداقل برسد.
- اصل پنجم: اخلاق و تقوای سیاسی: رفتار سیاسی باید بر اساس تقوا، انصاف، مسئولیتپذیری و صداقت باشد. تخریب، دروغ، تهمت، حذف رقیب و معاملهگری سیاسی خلاف گفتمان اسلامی و موجب زوال مشروعیت است.
- اصل ششم: امتمحوری نه حزبمحوری: سیاست در جمهوری اسلامی باید بر مدار مصالح امت اسلامی، وحدت ملی و آرمانهای انقلاب باشد نه بر رقابتهای جناحی، سهمخواهی حزبی و منافع مقطعی نخبگان.
سیاست داخلی حزب بر پایه اصولی استوار است که سیاست را به ساحت تعهد، شفافیت، مشارکت و عدالت بازمیگرداند نه میدان چانهزنی بر سر قدرت.
4- جایگاه دولت و نظام اسلامی در حکمرانی سیاسی
دولت اسلامی در سیاست داخلی از یک سو نباید به دستگاه صرفِ اداره کشور تقلیل یابد و از سوی دیگر نباید به ابزاری برای تحکیم قدرت تبدیل شود. دولت باید مجری عدالت، تضمینکننده شایستهسالاری و تسهیلگر حضور مردم در ساخت قدرت باشد.
نقش دولت اسلامی در حکمرانی سیاسی را میتوان در چهار محور زیر خلاصه کرد:
- تضمین مشارکت عمومی ساختاریافته: دولت باید بستر مشارکت واقعی مردم را در تصمیمسازیها فراهم کند. شوراهای مردمی، نظارت نخبگان، احزاب پاکدست، رسانههای آزاد و قانونمند و نهادهای عمومی غیردولتی باید تقویت شوند.
- طراحی و اجرای نظام شایستهگزینی: دولت موظف است فرآیند انتصابات را از وابستگی سیاسی، قبیلهگرایی اداری و مصلحتگرایی محفلی پاکسازی کند. عدالت در توزیع فرصتهای حکمرانی یکی از شروط تحقق عدالت سیاسی است.
- مقابله هوشمند با نفوذ، فساد و انحصار قدرت: دولت اسلامی باید ابزارهای شناسایی، پیشگیری و برخورد با شبکههای نفوذ، فساد ساختاری و تمرکز نامشروع قدرت را تقویت کند. اقتدار سیاسی در گرو سلامت ساختاری است.
- احیای سرمایه اجتماعی و مشروعیت عمومی: دولت باید با اصلاح برخی قوانین عدم اعتماد به نسخههای غربی و غربزدگان داخلی، پاسخگویی، رفتار اخلاقی و پرهیز از اشرافیگری، اعتماد عمومی را احیا و سرمایه اجتماعی نظام را بازتولید کند.
دولت در نظام سیاسی اسلام خادم مردم، حافظ حقوق ملت و عامل تحقق عدالت سیاسی است؛ نه ارباب ملت، نه نهاد توزیع ویژهخواری و نه ابزار تسویهحسابهای جناحی.
5- نقش مردم و نخبگان در سیاست داخلی
سیاست داخلی جمهوری اسلامی بدون حضور فعال، سازمانیافته و اخلاقمحور مردم و نخبگان از ماهیت اسلامی خود تهی میشود. در گفتمان انقلاب سیاست عرصهای برای تحقق مسئولیت اجتماعی مؤمنانه است نه میدان چانهزنی نخبگان یا انفعال تودهها.
مردم؛ صاحبان حقیقی نظام اسلامی
مردم در سیاست داخلی سه نقش بنیادین دارند:
- انتخابکنندگان و ناظران قدرت: مشروعیت مقامات وامدار رأی مردم و استمرار آن وابسته به نظارت دائمی ملت است.
- مطالبهگران عدالت و شفافیت: مردم باید مقابله با فساد، تبعیض، ناکارآمدی و انحصار را بهصورت ساختاری مطالبهگری کنند نه صرفاً در انتخابات.
- کنشگران مسئول و سازمانیافته: مردمگرایی مطلوب فقط با حضور فعال در نهادهای مردمی، احزاب اجتماعی، شوراها، تشکلها و گروههای مطالبهگر ممکن است.
نخبگان وجدان بیدار نظام سیاسی
نخبگان در عرصه سیاست داخلی باید نقشی ایفا کنند که:
- به تولید اندیشه برای حکمرانی اسلامی کمک کند
- قدرت را از درون نقد، پالایش و هدایت کنند
- از مردم در برابر انحصار، استبداد یا تحریف حمایت نمایند
سیاست مطلوب، محصول پیوند ساختاری و اخلاقمدار میان مردم و نخبگان است.
6- نسبت سیاست داخلی با سایر حوزههای حکمرانی
سیاست داخلی بستر مشترک سایر حوزههاست و نسبتهای عمیق، متقابل و راهبردی با آنها دارد. هرگونه ضعف، انحراف یا ناهماهنگی در سیاست داخلی کل نظم تمدنی را مختل میکند.
سیاست داخلی و فرهنگ
فرهنگ سیاسی جامعه (اعتماد عمومی، مشارکت، اخلاق انتخاباتی، نقد حاکمان) تعیینکننده سلامت سیاست داخلی است.
- سیاست داخلی آلوده به دروغ، ریا و تهمت، فرهنگ عمومی را مسموم میکند.
سیاست داخلی و اقتصاد
- عدالت اقتصادی بدون عدالت سیاسی پایدار نیست. فساد سیاسی، رانتسازی و تبعیض در تخصیص منابع محصول ضعف در سیاست داخلی است.
- ناکارآمدی ساختارهای تصمیمگیری مانع رشد تولید، سرمایهگذاری مردمی و توزیع عادلانه ثروت میشود.
سیاست داخلی و امنیت
- امنیت پایدار محصول مشروعیت درونی نظام است. اگر مردم احساس طرد، تبعیض یا بیعدالتی کنند امنیت اجتماعی تضعیف میشود.
- مقابله با جنگ نرم، نفوذ و تجزیهطلبی مستلزم سیاست داخلی مقتدر، اخلاقی و شفاف است.
سیاست داخلی و آموزشوپرورش
- پرورش نسل انقلابی، مسئول و عدالتخواه، بدون نهادینهسازی اصول سیاست اسلامی در نظام تربیتی ممکن نیست.
- نخبگان سیاسی آینده در مدرسه و دانشگاه ساخته میشوند.
سیاست داخلی و تمدنسازی
- تمدن نوین اسلامی بدون سیاست داخلی شفاف، مشارکتی، عادلانه، اخلاقمحور و جهادی امکانپذیر نیست.
- ساخت جامعه تراز انقلاب به اصلاح مستمر سازوکارهای سیاست داخلی وابسته است.
سیاست داخلی میدان تحقق اصول انقلاب در ساخت قدرت و محور اتصال مردم با سایر حوزههای حکمرانی است.
7- الزامات تمدنساز در سیاست داخلی
سیاست داخلی اگر بخواهد بسترساز تمدن نوین اسلامی باشد باید از ساختارهای موروثی، رفتارهای رقابتمحور جناحی و مدلهای تقلیدی عبور کند. حکمرانی تمدنی درونزا مستلزم دگرگونی در سطوح گفتمانی، نهادی و ساختاری سیاست داخلی است.
- نوسازی گفتمان سیاسی بر پایه ایمان، عدالت و کرامت: تمدن اسلامی با سیاستورزی سکولار، فرصتطلب و مبتنی بر مصلحتهای زودگذر شکل نمیگیرد. باید گفتمان جدیدی از اخلاق سیاسی، مردمسالاری الهی و مسئولیتپذیری ایمانی نهادینه شود.
- ارتقاء نهادهای مشارکت مردمی از صورت به معنا: شوراها، انتخابات، احزاب و رسانهها باید از ابزارهای تزئینی به ارکان واقعی شفافیت، مشارکت، نقد قدرت و عدالت سیاسی تبدیل شوند. تحول نهادی در ساختارهای مردمسالاری پیششرط تمدنسازی است.
- بازمهندسی نظام گزینش و انتصاب نخبگان: نظام انتصابات باید از فیلتر وابستگی جناحی، رانت، رابطهمحوری و محافظهکاری آزاد شود. شایستهسالاری انقلابی لازمه تربیت مدیران تراز تمدنی است.
- مقابله تمدنی با فساد ساختاری: تمدن اسلامی بدون ساخت قدرت پاک، شفاف و پاسخگو، به بیعدالتی تاریخی منجر خواهد شد. فساد باید نه فقط برخورد قضایی بلکه خشکاندن ساختاری و فرهنگی شود.
- ارتقاء سرمایه اجتماعی از طریق صداقت و خدمت: اعتماد عمومی بزرگترین دارایی تمدن اسلامی است. صداقت در حکمرانی، خدمت بیمنت، پرهیز از اشرافیگری و شفافیت، بستر بازتولید این سرمایه تمدنی است.
8- گزارههای سیاستی پیشنهادی حزب تمدن نوین اسلامی
حزب تمدن نوین اسلامی برای نهادسازی سیاست داخلی متناسب با اهداف انقلاب، این گزارههای سیاستی را پیشنهاد میکند:
الف) تقویت مردمسالاری دینی
- طراحی و تقویت نهادهای مردمیِ نظارت، مطالبهگری و شفافیت
- ارتقاء جایگاه احزاب اجتماعی و مشارکت ساختاری مردم در اداره کشور
- آموزش سواد سیاسی مردم با محوریت اخلاق و مسئولیت اجتماعی
ب) عدالت در ساخت قدرت
- تدوین نظام جامع شایستهگزینی برای مناصب حاکمیتی
- رفع انحصار سیاسی از فرصتهای مدیریتی و پایان دادن به اشرافیت سیاسی
- توسعه متوازن فرصتهای سیاسی در مناطق و اقشار مختلف کشور
ج) شفافیت و ضد فساد
- ایجاد سامانههای عمومی شفافیت عملکرد مقامات، احزاب، و انتصابات
- بازتعریف نقش رسانه بهعنوان ناظر مردم، نه ابزار جریانهای قدرت
- تقویت مکانیزمهای ضد نفوذ، پاکدستی و پاسخگویی نهادی
د) اخلاق و کرامت سیاسی
- نهادینهسازی منشور اخلاق انتخاباتی و سیاسی در همه احزاب و مسئولان
- پایان دادن به تخریب، تهمت و رقابتهای غیرمکتبی در میدان سیاست
- تقویت گفتمان سیاسی بر پایه تقوا، عقلانیت انقلابی و صداقت با مردم
نظرات (۱۲)
ثبت نظر جدید
مهدی یساقی
۱۰:۴۱ - ۱۴۰۵/۰۷/۱۲در عرصه سیاست در همه حوزه باید بر ادراک وفهم سیاسی مردم متمرکز شد مردم بدانند که فرد انتخاب شده دارای چه اصول روش واکنشی است و نظرات فرد در مسکن و معیشت ، فرهنگ سیاست و... روشن باشدباید برای انتخابات و انتصابات فرایند تعریف شود
علیرضا ایزدی
۰۵:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۷/۰۷در فصل پنجم، سیاست داخلی را از منظر عدالت، کرامت، مردمسالاری دینی، شفافیت و مسئولیت متقابل مردم و حاکمیت بهخوبی تبیین کرده است. پیشنهاد میشود برای تحقق این مبانی، سازوکارهای مشخص و قابل سنجشی برای مشارکت مستمر مردم، نظارت عمومی، مطالبهگری و پاسخگویی مسئولان طراحی و ارائه شود. همچنین لازم است نظام شایستهگزینی و تربیت مدیران، بر پایه معیارهای روشنِ تخصص، تعهد، پاکدستی، کارآمدی و سابقه عملکرد شکل گیرد و امکان ارزیابی آن برای جامعه فراهم باشد. تقویت احزاب و گروههای تخصصی و مردمی نیز میتواند زمینه ارتباط منظم میان مردم، نخبگان و ساختار حکمرانی و تبدیل مطالبات اجتماعی به پیشنهادهای کارشناسی را فراهم کند. در این صورت، سیاست داخلی از رقابتهای مقطعی فراتر رفته و به عرصهای برای مشارکت مسئولانه مردم، اصلاح مستمر حکمرانی، افزایش اعتماد عمومی و تحقق عدالت سیاسی تبدیل خواهد شد. ان شاءالله
آتیلا مصطفی نژاد
۱۱:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۹سلام سیاست داخلی باید همیشه صحیح کار کند ، حزب تمدن نوین اسلامی از اینکه در همه ی حوزه ها تلاش می کند ، متشکرم. احاد مردم هم در این حزب عضویت داشته باشند ، عالی می شود. ان شاءالله با تلاش های هوشمندانه ، مدبرانه ، عاقلانه و با برنامه ریزی مناسب و متناسب مردم شریف ایران و همچنین دبیر کل حزب تمدن نوین اسلامی ، ایران اسلامی را به قله ی فتح روز به روز نزدیک تر کنیم.
سیاوش احمدی حیدری
۱۱:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۶درود بر همه دوستان.. خواهشمندم تاکید بر عدالت اجتماعی در گفتمان حزبی بیشتر بشه. خصوصا در خصوص آموزش و درمان رایگان با تکیه بر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
سیدمحمود حسینی
۰۴:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۵گفتمانسازی سیاست داخلی حزب با پشتوانه پژوهش دادهبنیاد سلام و احترام بهعنوان یک برادر کوچک هم حزبی با ۳۰ سال سابقه تجربه، برای تقویت گفتمانسازی و کمک به اینکه اعضا در بیان مواضع، مجهز به استدلال و شواهد باشند، یک پشتوانه علمی را معرفی میکنم. در یک پژوهش دادهبنیاد پنجساله (میانرشتهای) بنده که به تدوین نخستین نظریه بومی در کشور در حوزه «ابعاد/موانع سیاسی توسعه دولت الکترونیک» انجامیده، و در مقاله ای بطور خلاصه موانع سیاسی در لایههای حکمرانی/عملکردی استخراج و در قالب مدل لایهای تبیین شده است. این چارچوب با احصای دادههای عینی در دورههای مختلف اجرایی (از دولت آقای خاتمی تا دولت شهید رئیسی ره) قابل ردیابی و سنجش است و میتواند به مستندسازی و تقویت دیدگاه سیاست داخلی حزب کمک کند. استناد مقاله (نخستین مقاله در ایران درباره موانع سیاسیِ لایههای عملکردی) حسینی، سید محمود، 1404، مدل لایهای حکمرانی در تبیین موانع سیاسی توسعه دولت الکترونیک: یک رویکرد بینرشتهای مبتنی بر تفکر سیستمی، چهارمین کنفرانس بینالمللی تفکر سیستمی در عمل، مشهد، https://civilica.com/doc/2606245 دوستان همحزبی اگر پیام بدهند، فایل مقاله/ نظریه پژوهشی را برای استفاده در بحثها و تولید محتوا، بدون هزینه در اختیارشان میگذارم. و منالله التوفیق، علیه التکلان ارادت: سید محمود حسینی🙏🌹 👌بارگذاری مطالب علمی و میدانی در 🔗 کانال واقع گرایی تمدنی: برای دیدن و تحلیل واقعیت ها 👇 https://eitaa.com/tamaddon14 🔗 کانال مردم مبعوث شده: https://eitaa.com/mabouth
علی رحیمی
۲۲:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱علی رحیمی عالی است این حزب باتوجه به شرایط روز
علی رحیمی
۲۲:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۱۱باتوجه به شرایط کنونی ایجاد چنین اشکالاتی عالی بنظر میرسد
فرحی فرحی
۲۳:۵۴ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۷سلام خدا قوت ان شاء الله که بتونیم با فهم درست خودمون از موضوعات در جهت نشر آگاهی و تغییر قدمی برداریم ممنون از شما
کاظم پدرام اصل
۰۸:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۶سیاست داخلی کشور و احزاب در روند اجرای قوانین حاکم بر آنها دچار اختلاف سلیقه می شوند و اتحاد مردم را بهم زده و آنها را به این سو و آنسو می کشاندند و دلیل تشکیل نشدن تمدن اسلامی بعد از انقلاب به امری دست نیافتنی تبدیل شده است.امیدوارم حزب تمدن نوین اسلامی بتواند با استفاده از تجربیات بدست آمده و با انتخاب افراد دلسوز و آگاه و با سواد بتواند به مکتوبات خود جامه عمل بپوشاند.البته جناب جبرئیلی تا حالا نشان دادن فرد لایقی برای این کار هستند.
محمد فرجنیا
۰۳:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۲سیاست داخلی در جامعه اسلامی باید بر پایه عدالت، مشارکت مردم، وحدت اجتماعی و اخلاق سیاسی باشد. احزاب سیاسی میتوانند در تقویت مردمسالاری دینی و اداره صحیح جامعه نقش مؤثری ایفا کنند. قرآن و روایات باتفرقه، تعصب حزبی، فساد و قدرتطلبی مخالف هستند. در بیانیه گام دوم انقلاب بر جوانگرایی، عدالت، مبارزه با فساد و کارآمدی نظام مدیریتی تأکید شده است. بنابراین احزاب در نظام اسلامی باید ابزار خدمت به مردم، تقویت وحدت ملی و تحقق عدالت اجتماعی باشند و سیاست داخلی را در مسیر ارزشهای الهی هدایت کنند. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «سید القوم خادمهم» بزرگ یک جامعه کسی است که خدمتگزار مردم باشد. فعالیت سیاسی باید با هدف خدمت به مردم باشد. قدرتطلبی و منافع شخصی در سیاست اسلامی مردود است.
محمد مقدم
۰۹:۵۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۰مادر سیاست داخلی نباید کلام محور باشیم کاری که سالهای گذشته دولتها انجام دادن و مبتلا به پوپولیست شدن.ریل گزاری و اجرای همه جانبه سیاستهای تعیین شده بنفع ملت ایران و نظلام جمهوری اسلامی باید بسرعت طی شود چرا که در عمل گرایی مبتنی بر کرامت ومردمداری اسلامی.مخصوصا اقتصاد .و اصلاح سیستم آموزشی از پایه تا عالی ......بشدت ضعیف عمل شده امیدوارم دولتی جوان تشکیل بشه که شاکله آن تزریق نیروی جوان متخصص انقلابی و دور ریز افراد فسیل شده در سیستم مدیرتی هم از آرزوهای ملت ایرانه و منه
خسرو دیلمانی
۰۸:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۶ما در گسترش تفکر انقلاب اسلامی و اجرای این تفکر بوسیله حزب تمدن نوین اسلامی ، با روشنگری ، تبیین و جذب حداکثری ، جهادی اقدام میکنیم و از همه دوستان می خوام در فضایی که مردم مبعوث شده اند در نشر حداکثری این گفتمان نهایت تلاش را داشته باشند. و من نصر من عندالله العزیز الحکیم
مطالب مرتبط

دعوت برای همایش تاسیس دفتر حزب در لرستان

صافی اصفهانی به عنوان مسئول حزب در استان اصفهان معارفه شد

هشدار حزب تمدن نوین اسلامی درباره شوک بنزینی

آموزش استفاده از سامانه دیدهبان مردمی

تقدیر دبیرکل حزب تمدن نوین اسلامی از اقدام قاطع دستگاه قضایی در بازگرداندن ارزهای صادراتی

ارز جزو منابع عمومی کشور است

انفال باید در اختیار حاکم اسلامی باشد
