این درس با تبیین این حقیقت بنیادین آغاز میشود که نزاع اصلی و تاریخی بشر از آغاز آفرینش تا کنون، نبرد بر سر «حکمرانی» و تقابل میان حکومت الهی و حاکمیت ابلیس بوده است. پیامبر اکرم (ص) پایهگذار اصلی حکمرانی الهی بر روی زمین بود؛ حرکتی مستمر و ناتمام که با هدایت و ولایت ائمه اطهار (ع) تداوم یافته و در نهایت به حاکمیت جهانی حضرت ولیعصر (عج) منتهی خواهد شد. در این مسیر، رنجها و ایستادگی حضرت فاطمه زهرا (س) و خطبههای روشنگرانه ایشان در نقد غصب خلافت، هشداری تاریخی درباره عواقب سهمگین انحراف از مسیر ولایت الهی، سلطه حاکمان ظالم و غارت اموال عمومی به شمار میرود. همچنین قرآن کریم مژده میدهد که جامعه اسلامی سرانجام با بازگشتی صادقانه به خانه ولایت، حاکمیت الهی را به پا خواهد داشت.
در بخش دوم درس، اصول و زیربنای «فقه مدیریت اسلامی» در قالب چهار رکن بنیادی و ساختارمند تشریح میگردد: ۱. رهبری (ولایت): نخستین رکن مدیریت است که نیازمند قاطعیت در اجرای تصمیمات، آگاهی کامل نسبت به حوزه مسئولیت، قاطعیت توأم با رأفت و برخورد پدرانه نسبت به زیردستان و توکل و یقین کامل در تصمیمگیری است. در فقه سیاسی و مدیریتی، مسئولیتها به دو دسته «ولایت تفویضی» (دارای اختیار تصمیمگیری که شرط آن علم، عدالت و تقواست) و «ولایت تنفیذی» (مأموریت محض و عملیاتی که شرط اصلی آن توانایی اجرایی و امانتداری است) تقسیم میشوند. ۲. تشکیلات و سازمان: ایجاد سلسلهمراتب قانونی، پیوستگی و تقسیم کار مشخص در مجموعه انسانی برای جلوگیری از هرگونه هرجومرج. ۳. نظم و قانون: تدوین قوانین موضوعه شرعی و برنامهریزی حسابشده جهت هدایت هماهنگ مجموعه. ۴. کارگزاران و مجریان: نیروی انسانی مجموعه که باید واجد سه عنصر حیاتیِ دانش تخصصی، توانمندی عملیاتی و امانتداری باشند.
در فصل پایانی منبع، اصول و سیاستهای کلان مدیریتی مورد بررسی قرار میگیرد. از مهمترین این اصول میتوان به «ثبات مدیریتهای لایق» و پرهیز از تغییرات متوالی و سلیقهای که موجب بیثباتی و اضطراب ساختار میشود، «وفای به تعهدات و پیمانهای اداری» به عنوان شرط اساسی جلب اعتماد عمومی و نفی نفاق سازمانی، راستگویی، حفظ اسرار، سنجیدهگویی و گزیدهگویی، و در نهایت «شکیبایی و صبر» در برابر صدمات و چالشهای مدیریتی اشاره نمود.