این درس، به ارائه «استخوانبندی کلان فقه مدیریت اسلامی» و تبیین چارچوب جامع نظری آن بر پایه منابع اصیل دینی میپردازد. در بخش نخست، چرایی ضرورت تبعیت ارادههای انسانی از فرمان الهی تبیین میشود؛ انسان موجودی مختار است که اداره جامعه او نیازمند قانون الهی و رهبری مشروع است. از آنجا که خداوند متعال یگانه روزیرسان، بخشنده عقل و قدرت تشخیص، مالک حیات و مرگ و مدبر حقیقی تمام امور هستی است، انحصار حق حاکمیت، قانونگذاری و تشریع نیز منحصراً متعلق به اوست. در همین راستا، پیوند عمیق میان «عالم تکوین» و «عالم تشریع» از طریق مقدرات شب قدر و تسلیم برنامه سالانه به ولیّامر و امام معصوم (ع) صورت میپذیرد.
بر پایه این مبانی نظری، استخوانبندی مباحث فقه مدیریت اسلامی در چهار فصل کلان و ساختارمند دستهبندی میشود: ۱. جهانبینی مدیریتی ۲. فقه نظام مدیریتی۳. سیاستهای کلان مدیریتی۴. برنامههای کلان مدیریتی
در فصل اول که به «جهانبینی مدیریتی» اختصاص دارد، اصول بنیادی مدیریت دینی در ۹ اصل کلان تشریح میگردد: ۱. وجود مدیریت کلان الهی بر تمام اجزا و عرصههای جهان هستی. ۲. وحدت مدیریت الهی و نفی چندمدیریتی برای جلوگیری از بروز اختلال، تعارض و فساد در ساختار جامعه. ۳. صفات کلان مدیر الهی شامل قدرت مطلق، علم، عدل و رحمت که شالوده اصلی اداره جهان را تشکیل میدهند. ۴. هماهنگی و انسجام اجزا در قالب دو نوع پیوند ولایت طولی و ولایت ارضی. ۵. هدفمندی تمامی برنامهها و نفی هرگونه لغویت و عبث بودن در آفرینش. ۶. نظام تنبیه، تشویق و مکافات عمل که بر تمامی سنن تکوینی و تشریعی حاکم است. ۷. نظارت جامع، هوشمندانه، کامل و دقیق بر تمامی اعمال و تحولات انسان و جامعه. ۸. اتقان، محکمکاری، کیفیت و برنامهریزی دقیق در تمامی مراحل عمل. ۹. نظام خوداصلاحکننده، بهگزینی، عاقبتاندیشی و قانون تقدیر و قضا که برنامهریزی انعطافپذیر الهی را رقم میزند.
در نهایت تأکید میشود که مدیریت جامعه انسانی مجزا از مدیریت کلان کیهان نیست؛ از این رو هرگونه رفتار ناهماهنگ با قوانین الهی موجب بروز «فساد» و اختلال در جامعه و طبیعت میگردد، در حالی که «صلاح» و عدل در سایه هماهنگی کامل رفتار انسان با سنن تکوینی و تشریعی محقق خواهد شد.