این درس با تبیین تمایز میان «فقه مدیریت» و «علم مدیریت» آغاز میشود؛ فقه مدیریت به بررسی روابط فقهی، حقوقی و تکلیفی حاکم بر نظام مدیریتی میپردازد، در حالی که علم مدیریت متکفل روابط تکوینی، فنی و علّت و معلولی است.
محور بنیادی بحث، ضرورت هماهنگی کامل میان نظام رفتاری جامعه بشری و نظام کلان آفرینش (تکوین) است. استاد تأکید میکند که عمده بحرانها، اختلالات اجتماعی و ناگواریهای اقلیمی از ناهماهنگی میان رفتارهای انسان و سنن الهی سرچشمه میگیرد؛ چراکه بر اساس آیه «ظهر الفساد في البر والبحر بما کسبت أيدي الناس»، فساد به معنای از بین رفتن نظم عادلانه حاکم بر هستی است. انسان نهتنها در برابر رفتارهای فردی و اجتماعی خود، بلکه طبق فرموده امیرالمؤمنین (ع) در برابر محیط پیرامون، زمینها و حیوانات («حتی البقاع و البهائم») نیز مسئولیت شرعی و اخلاقی دارد؛ از این رو پدیدههایی نظیر آسیب به محیط زیست، تلف شدن جانوران یا بروز بیماریهای واگیردار عمومی، حاصل انحراف در رفتارهای بشری و خروج از انضباط الهی است.
در ادامه، تقابل جهانبینی اسلامی با اندیشههای غربی (نظیر دیدگاه برتراند راسل) تشریح میشود؛ در تفکر غربی، رابطه انسان و طبیعت بر پایه تضاد، خشم و لزوم «رامسازی قهرآمیز» طبیعت بنا شده است، اما در دیدگاه اسلامی، زمین و طبیعت بر اساس آیاتی نظیر «جعل لكم الأرض ذلولاً»، از ابتدا صالح، رام و در خدمت رشد و تعالی انسان آفریده شدهاند و این اقدامات نادرست بشر است که این صلاح اولیه را به فساد میکشاند.
بخش دوم منبع به تبیین «جهانبینی مدیریتی» و ارکان پیوستگی آن اختصاص دارد. مدیریت در اسلام حرکت هدفداری است که در بستری آگاهانه و قانونمند جریان دارد و دارای دو نوع پیوستگی بنیادی است: ۱. پیوستگی طولی (ولایت طولی): ارتباط و فرمانبری تمامی اجزای جامعه از یک مرکزیت واحد الهی و رهبری حق (پیامبر و ولیّ امر) است. ولیّ امر در این ساختار نقش پدر معنوی جامعه را ایفا کرده و اطاعت ارادی از او، هویت و شخصیت الهی را به آحاد جامعه منتقل میسازد. ۲. پیوستگی ارضی (ولایت ارضی): پیوند عمیق و حقیقی برادری («إنما المؤمنون إخوة») میان مؤمنان است که مستقیماً از ولایت طولی نشأت میگیرد؛ به طوری که جامعه را به پیکرهای منسجم تبدیل کرده و رنج یا شادی یک فرد در روح و جان دیگران انعکاس مییابد.