در این قسمت از برنامه «حکمران»، دکتر عباس جهانبخش، عضو هیئت علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اصفهان و مدیر اندیشکده زیستشهر، به بررسی علمی ایده توسعه افقی شهرها و امکان افزایش عرضه زمین برای تأمین مسکن خانوارهای ایرانی میپردازد. نقطه آغاز گفتوگو، بحث مطرحشده درباره ظرفیت سرزمینی ایران و امکان اختصاص زمین بیشتر به خانوارهاست؛ موضوعی که پس از طرح آن در فضای رسانهای با واکنشهای گستردهای روبهرو شد.
جهانبخش برای ارزیابی وضع موجود شهرهای ایران، سه مسئله را برجسته میکند: عدم تعادل در آمایش سرزمین، سهم بالای هزینه مسکن در مخارج خانوار و تراکم بالای جمعیت در کلانشهرها. به گفته او، طی چند دهه گذشته تمرکز جمعیت و سرمایه در تعداد محدودی از کلانشهرها، هم به تخلیه بخشی از روستاها و شهرهای کوچک انجامیده و هم فشار بر زمین و مسکن در شهرهای بزرگ را افزایش داده است.
یکی از محورهای اصلی ویدئو، بررسی این ادعاست که محدودیت عرضه زمین در ایران الزاماً ناشی از کمبود سرزمین قابل سکونت نیست. جهانبخش توضیح میدهد که محدوده رسمی شهرهای ایران تنها بخش کوچکی از مساحت کشور را در بر گرفته است و با استناد به مطالعات آمایش سرزمین میگوید پس از حذف گسلها، اراضی حفاظتشده، زمینهای کشاورزی و سایر محدودیتها، همچنان بخش قابل توجهی از سرزمین از نظر نظری ظرفیت جمعیتپذیری دارد. از این منظر، عدد «یک میلیارد نفر» در این بحث نه بهعنوان پیشنهاد افزایش جمعیت ایران تا این سطح، بلکه برای نشان دادن وسعت بالقوه زمین قابل عرضه مطرح میشود.
بخش دیگری از گفتوگو به پیامدهای اجتماعی و روانی الگوی توسعه عمودی اختصاص دارد. جهانبخش با اشاره به برخی مطالعات شهرسازی و روانشناسی محیطی، از جمله آثار اسکار نیومن و کریستوفر الکساندر، تأثیر تراکم، بلندمرتبهسازی و کاهش ارتباط مستقیم ساکنان با محیط پیرامون را بررسی میکند. در این چارچوب، موضوعاتی مانند کاهش تعاملات همسایگی، تضعیف حس تعلق محلی، محدود شدن فضای فعالیت کودکان و کاهش ارتباط اجتماعی میان ساکنان مورد بحث قرار میگیرد.
در ادامه، یکی از مهمترین انتقادها به توسعه افقی بررسی میشود: هزینه تأمین مدرسه، بیمارستان، امنیت، حملونقل، آب، برق و دیگر زیرساختها. استدلال مطرحشده در برنامه این است که بسیاری از خدمات شهری بر اساس جمعیت و «سرانه» محاسبه میشوند و اصل نیاز به آنها با تغییر نوع مسکن از آپارتمانی به کمارتفاع از میان نمیرود. تفاوت اصلی بیشتر در مقیاس و نحوه توزیع خدمات است. بر همین اساس، ویدئو این پرسش را مطرح میکند که آیا تمرکز هرچه بیشتر جمعیت لزوماً موجب افزایش بهرهوری خدمات میشود یا فناوری و الگوهای جدید میتوانند ارائه غیرمتمرکز خدمات را نیز کارآمد کنند.
جهانبخش در توضیح این موضوع به نظریه «موج سوم» آلوین تافلر و تجربههایی مانند ارائه خدمات درمانی در خانه اشاره میکند و توسعه فناوری را عاملی میداند که میتواند بخشی از مزیت تاریخی تمرکز را کاهش دهد. در این نگاه، نزدیکی محل سکونت، کار و فراغت و توسعه کاربریهای مختلط میتواند نیاز به سفرهای روزانه طولانی را نیز کاهش دهد.
در بخش پایانی گفتوگو، بحث از معماری و شهرسازی به تأثیر ساختار فضایی شهر بر روابط اجتماعی گسترش مییابد. با ارجاع به دیدگاههای الینور استروم درباره اعتماد و روابط چهرهبهچهره، این ایده مطرح میشود که مقیاس محله و نحوه سازماندهی فضای شهری میتواند بر میزان اعتماد، همکاری، شناخت متقابل و رفتارهای جمعی شهروندان تأثیر بگذارد.
این ویدئو در مجموع تلاشی برای بازکردن یک پرسش بنیادین در سیاستگذاری مسکن و شهرسازی است: آیا تراکم بالا، آپارتماننشینی گسترده و محدود نگهداشتن عرضه زمین، پیامد اجتنابناپذیر جغرافیا و کمبود منابع در ایران است، یا بخشی از آن حاصل انتخابهای سیاستی و الگوهای مشخص برنامهریزی شهری است؟ برنامه میکوشد با ورود به ادبیات آمایش سرزمین، اقتصاد مسکن، شهرسازی، سلامت روان و نظریههای اجتماعی، ابعاد مختلف این پرسش را برای مخاطب توضیح دهد.