این درس با تبیین تمایز میان «تدبیر» و «مدیریت» آغاز میشود؛ تدبیر مفهوم وسیعتری دارد و شامل اداره موجودات ارادی و غیرارادی در جهان هستی میشود، اما مدیریت بهطور خاص به نظمبخشی، هماهنگی و هدایت مجموعهای از فاعلهای ارادی و مختار اطلاق میگردد که دارای آگاهی، قدرت انتخاب و امکان سرپیچی هستند. بر همین اساس، تدبیر الهی به دو حوزه کلان «تکوینی» و «تشریعی» تقسیم میشود.
محور اصلی استدلال قرآن کریم در اثبات حق حاکمیت و ولایت منحصربهفرد الهی این است که همان خدایی که تدبیر تکوینی جهان آفرینش، خلقت، روزیرسانی و اداره کلان کیهان را بر عهده دارد، منحصراً شایسته و دارای حق تدبیر تشریعی و قانونگذاری برای جامعه بشری است. بنابراین، پذیرش مدیریت غیرالهی و اطاعت از فرمانروایانی که توانایی تمییز ذاتی حق از باطل را ندارند و محتاج راهنما هستند، نوعی شرک در مدیریت و گزینش ادعایی و بیپایه تلقی میشود.
یکی از مهمترین اصول در فقه مدیریت اسلامی، لزوم هماهنگی کامل میان مدیریت رفتارهای ارادی انسان (عالم تشریع) با قوانین و سنن حاکم بر نظام آفرینش (عالم تکوین) است. در جهانبینی اسلامی، برخلاف ادبیات لائیک و سکولار که رابطه انسان و طبیعت را مبتنی بر «تضاد»، «جنگ» یا «قهر طبیعت» میداند، زمین و طبیعت کاملاً رام (ذلول) و در خدمت رشد انسان آفریده شدهاند. از این رو، بروز اختلالات محیطی، خشکسالیها و بحرانهای اقلیمی، خشم طبیعت نیست، بلکه بازتاب و پاسخ مستقیم رفتارهای ناهماهنگ و خشن انسان در نادیده گرفتن قوانین الهی است. همچنین اگر در عرصههای مدیریت سیاسی و اقتصادی، احکام و شریعت الهی رعایت شود، نظام تکوین نیز پاسخ مثبت داده و موجب عزت، قدرت، غلبه بر دشمنان و شکوفایی جامعه میگردد.
پیوند عمیق میان عالم تکوین و تشریع در «شب قدر» به اوج خود میرسد؛ شبی که در آن برنامه و مقدرات تکوینی یکساله جهان تعیین شده و همزمان، تنزیل و تفسیر آیات تشریعی قرآن بر ولیّامر و امام معصوم (ع) فرود میآید. امام معصوم به عنوان مفسر و مدبر الهی، با دریافت الهامات در شب قدر، جزئیات مدیریت و تطبیق آیات بر رفتارهای سال آینده را عهدهدار میشود.