مفهوم جهانی سازی قیمت ها در سیاستهای نئولیبرال
در چارچوب سیاستهای نئولیبرال که دهههاست بر اقتصاد ایران سایه افکنده، مفهومی تحت عنوان جهانی سازی قیمت ها ترویج شده است.دکتر سید یاسر جبرائیلی تشریح میکند که بر اساس این رویکرد، قیمت منابع عمومی و انفال (مانند نفت، گاز و فولاد ) نباید توسط حاکمیت و بر اساس نیاز داخلی تعیین شود، بلکه باید تابع قیمتهای جهانی و نرخ دلار باشد.
توجیه تئوریک این جریان برای فشار بر توده مردم، مفهوم «هزینه فرصت» است؛ آنها معتقدند اگر یک کالا در خارج از کشور یک دلار ارزش دارد و فروش آن در داخل به قیمتی کمتر از آن، ضرر محسوب میشود. این منطق، پایه و اساس ویرانی بنیانهای اقتصاد ملی و تبدیل منابع خدادادی به ابزاری برای فقر عمومی شده است.
چرا نفت و فولاد دیگر در ایران «ملی» نیستند؟
یکی از تکاندهندهترین بخشهای این درسگفتار، بحث خروج منابع از تعریف «ملی» است. زمانی که قیمت مواد اولیه تولیدی در داخل کشور، از طریق بورس کالا و بر اساس حراجهای دلاری تعیین میشود، دیگر نمیتوان آن منبع را متعلق به ملت دانست.
به تعبیر دکتر یاسر جبرائیلی، نفتی که با نرخ دلار آمریکا و قیمت جهانی به ملت ایران فروخته شود، عملاً ملی نیست؛ چرا که برای شهروند ایرانی فرقی نمیکند این نفت را از زیر پای خود استخراج کند یا از خارج وارد نماید. در واقع، جهانی سازی قیمت ها باعث شده است که حتی با افزایش قیمت جهانی نفت، ملت ایران به جای خوشحالی، نگران تورم زنجیرهای ناشی از گرانی مواد اولیه در داخل باشند.
پیامدهای دلاریسازی مواد اولیه برای تولیدکننده و مصرفکننده
وقتی قیمت پایه مواد اولیه در بورس کالا بر اساس دلار تعیین شده و با مهندسی عرضه و تقاضا، رقابتهای کاذب شکل میگیرد، قیمت نهایی گاهی از قیمت جهانی نیز فراتر میرود. این فرآیند مستقیماً بر معیشت مردم اثر میگذارد:
مسکن: تبدیل شدن مسکن از یک «حق انسانی» به یک کالا، ناشی از گره خوردن قیمت مصالح ساختمانی به دلار است.
تولید داخلی: تولیدکننده به دلیل قیمت بالای مواد اولیه دلاری، قدرت رقابت را از دست داده و چون بازار داخلی توان خرید ندارد، ناچار به خامفروشی و صادرات محصول خود میشود که نوعی «استعمار نوین» است.
یارانهها: سیاستهای جبرانی مانند یارانه نقدی در مقابل تورم ناشی از افزایش نرخ ارز، همواره شکست خوردهاند، زیرا تورم ارزی تمام ارکان زندگی مردم را میبلعد.
نقد تبعیض در قیمتگذاری: از آهن تا نیروی انسانی
یک تناقض آشکار در نگاه نئولیبرال، اصرار بر عدم قیمتگذاری دستوری برای منابع (مانند فولاد و مس) و در مقابل، قیمتگذاری ریالی و ناچیز برای نیروی کار است.دکتر سید یاسر جبرائیلی به درستی این پرسش را مطرح میکند که چرا برای آهن قیمت جهانی اعمال میشود، اما برای جان و تخصص معلم، پرستار، کارگر و پاسدار، قیمتگذاری دستوری و حداقلی صورت میگیرد؟ این نابرابری در توزیع ثروت، شکاف طبقاتی را به نفع غولهای سرمایهداری و اولیگارشی عمیقتر کرده است.
راهکار حزب اجتماعی: اقتصاد مردمی و شکستن انحصار
برای عبور از این بنبست، بازگشت به قانون اساسی و الگوی اقتصاد مردمی ضروری است. در این الگو، حاکمیت باید با ایجاد «کف دسترسی عمومی» به ابزار تولید و تعیین «سقف تمرکز» برای جلوگیری از انحصارات، امکان تولید را برای همه آحاد جامعه فراهم کند [۶، ۱۰].
امروزه با پیشرفت فناوری، ابزارهای تولید کوچک شده و «صرفه ناشی از مقیاس» در تولیدات خرد نیز معنا پیدا کرده است. ما باید از ذهنیت استعماری خامفروشی خارج شده و با استفاده از منابع انرژی خود و منطقه، ارزش افزوده ایجاد کنیم تا ایران به قطب تولید کالا در جهان تبدیل شود.
سوالات متداول
۱. جهانی سازی قیمت ها در داخل به چه معناست؟
به معنای گره زدن قیمت منابع ملی و مواد اولیه تولید داخلی (مانند فولاد، مس و پتروشیمی) به قیمتهای جهانی در بورسهای بینالمللی و نرخ دلار است که باعث افزایش تورم در داخل میشود.
۲. چرا افزایش قیمت جهانی نفت در مدل فعلی به ضرر مردم ایران است؟
چون با افزایش قیمت جهانی، قیمت پایه مواد اولیه تولیدی در داخل که از نفت و گاز مشتق میشوند نیز بالا میرود و به دلیل دلاری بودن محاسبات، منجر به گرانی تمام کالاها و خدمات میشود.
۳. راهکار مقابله با خامفروشی و استعمار اقتصادی چیست؟
خروج از ذهنیت صادرکننده نفت بودن و حرکت به سمت خرید منابع منطقه، تبدیل آنها به کالای نهایی با استفاده از ابزار تولید استاندارد و توزیع ابزار تولید بین مردم برای ایجاد ارزش افزوده.